خشم در کودکان

خشم یکی از احساسات طبیعی انسان است که همه افراد این نوع احساس را در زندگی خود تجربه می کنند اما آنچه بسیار مهم است، کنترل و مهار خشم است. خشمگین شدن برای کودکان علاوه بر آسیب های روانی می تواند بر سلامت جسمانی او نیز اثر داشته باشد بنابراین کودکان باید از ابتدایی ترین مراحل تربیتی شان تکنیک های مفید برای کنترل خشم را بیاموزند تا بتوانند به موقع خشم خود را کنترل نمایند. شما به عنوان والدین می توانید به آن ها آموزش دهید که چگونه در چنین شرایطی خودشان را کنترل کنند و اجازه ندهید که این خشم و عصبانیت در آن ها بیش از حد شدید شود.

رفتار پرخاشگرانه بخشی از مراحل رشد کودکان نوپاست، در این سنین کودک در سخن گفتن پیشرفت کرده و میل شدید به استقلال دارد اما توانایی کامل کنترل احساسات خود از جمله تکانه خشم را ندارد و در موقعیت هایی مانند خستگی، ناکامی، ناامیدی، حتی گرسنگی و تشنگی یا هر احساس مبهم دیگری، عکس العمل فیزیکی و نافرمانی نشان می دهد.

اگر فرزند عصبانی دارید، یکی از اولین و مهمترین مراحل در این موقعیت کمک به او برای درک احساس خشم است. بسیار مهم است که کودکان درک کنند که عصبانیت، به خودی خود، فقط یک احساس است. خشم یک هویت، دلیلی برای مجازات یا یک نیروی غیرقابل کنترل نیست.

در واقع، عصبانیت می تواند یک احساس بسیار مفید باشد. عصبانیت به ما هشدار می دهد که موردی پیش آمده است، مشکلی وجود دارد که باید حل شود.اغلب بچه هایی که با کنترل خشم دست و پنجه نرم می کنند، با شرم و سرزنش زیادی روبرو می شوند. هم از طرف خودشان و هم از طرف والدین، معلمان و حتی دوستانشان.

بیشتر بچه های عصبانی عادت به شنیدن جملاتی دارند، مانند:”چرا نمی توانی خوب باشی؟” یا “نمی توانی خودت را کنترل کنی و داد و فریاد را تمام کنی؟”این نوع نظرات و نگرش ها می تواند بسیار آسیب زننده باشند. در واقع این جملات به کودک می گویند که او بد است، زیرا عصبانی است.ایجاد حس شرمندگی در این نوع برخوردها باعث می شود كه كودک بیشتر نسبت به خودش متنفر شود و حتی برای خوب شدن تلاش نمی کند. بیشتر والدین هرگز قصد ندارند که با شرم و سرزنش به فرزندشان آسیب برسانند. مشکل این است که والدین این کودک بودن یا آموزش دادن به کودکی که رفتارهای عصبی دارد، می تواند بسیار دیوانه کننده و خارج از کنترل باشد.

همچنین کودکان نمی توانند درک درستی از محیط اطراف خود داشته باشند و با داشتن احساسات قوی وسیله کافی برای ابراز ناامیدی را ندارد و به همین علت دچار عصبانیت شدید می شود و به دیگران حمله کرده با تنها وسیله دفاعی اش به یعنی کتک زدن به کودک دیگر آسیب می رساند.

جدایی والدین، بیماری، مرگ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل سبب می شود که کودک احساس کند مورد آزار و اذیت واقع شده بنابراین او دچارعصبانیت و پرخاشگری می شود.

اگر کودک شما نداند که چگونه احساسات خود را مدیریت کند (مدیریت احساسات)، با بروز ناکامی و احساس خشم، به‌سرعت شاهد لجبازی، بی‌احترامی، پرخاشگری او خواهید بود. عصبانیت در کودکان که می‌تواند به شکل دعوا و آزار سایرین دیده شود. عصبانیت در کودکان با مشکلات تحصیلی، طرد از جانب همسالان و سلامت روانی ضعیف در سنین بزرگسالی ارتباط دارد.

به کودک بیاموزید میان احساس و رفتار تمایز قائل شود

درک تفاوت میان احساس خشم و رفتارهای پرخاشگرانه (عصبانیت) برای بسیاری از کودکان دشوار است. به کودک آموزش بدهید که روی احساسات خود نامی بگذارد، تا بتواند احساس خشم، ناکامی و ناامیدی خود را به بیان درآورد.

به او بگویید: «عصبانی‌شدن اشکالی ندارد». به او کمک کنید به این درک برسد که در زمان احساس خشم، کنترل رفتارهایش در دست خود اوست.

در مواقع عصبانیتِ فرزندتان، آرام باشید زیرا آرامش شما به آرام کردن او کمک می کند و او از شما می آموزد که احساس های منفی خود را کنترل کند . هیچ گاه در مواقع عصبانیت کودک صدا خود را بالا نبرید و او را تنبیه فیزیکی نکنید. اگر کودک شاهد عصبانیت شما باشد، احتمالا همین کار را هم خواهد کرد. اما اگر او شاهد کنار آمدن شما با احساسات‌تان به شیوه‌ای مهربانانه‌تر و آرام‌تر باشد، او هم این روش را انتخاب خواهد کرد.

زمانی‌ که در حضور کودک کنترل خود را از دست می‌دهید و عصبانیت را در رفتار نشان می‌دهید، مسئولیت آن را بپذیرید. معذرت‌خواهی کنید و بگویید که به جای پرخاشگری باید چه می‌کردید. بگویید: «متأسفم که امروز جلوی تو داد کشیدم».

مهارت‌های مقابله‌ای سالم را بیاموزید

کودکان نیاز دارند راه درستِ برخورد با خشم‌شان را بیاموزند. به‌جای اینکه به آنها گفته شود که «برادرت را نزن» به او توضیح بدهید زمانی که عصبانی است، می‌تواند چه بکند.

به او بگویید: «دفعه‌ی بعد که عصبانی شدی، حرف بزن» یا «وقتی از دست دوستت عصبانی شدی، ازش دور شو».

همچنین می‌توانید از او بپرسید: «به‌جای کتک‌زدن دوستت چه کار دیگه‌ای می‌تونستی انجام بدی؟» با این کار به کودک کمک می‌کنید استراتژی‌هایی را که درکنار‌آمدن با خشم مفید است، تشخیص دهد. می‌توانید جعبه‌‌ای تحت عنوان «آرام‌شدن» برای او بسازید تا در اوقات ناراحتی از آن استفاده کند.

این جعبه را با اشیایی که به آرام‌شدن او کمک می‌کنند، پر کنید؛ مانند کتاب، اشکال رنگ‌کردنی و ماژیک، لوسیون‌هایی با بوی خوشایند و آهنگ‌های آرامش‌بخش. درگیرکردن حواس کودک می‌تواند ذهن و بدن او را آرام کند.

از دورشدن از موقعیت به عنوان راهی برای کمک به کودک استفاده کنید. به او یاد بدهید که می‌تواند پیش از آنکه خود را بر اثر خشم دچار دردسر کند، ازجایی‌که هست فاصله بگیرد. وقتی کودک خودش را از موقعیت جدا می‌کند و چند دقیقه‌ای را با خود خلوت می‌کند، آرام می‌شود.

مهارت‌های حل‌ مسئله را به کودک‌تان بیاموزید تا بداند که می‌تواند مسائل را بدون متوسل‌شدن به پرخاشگری حل کند.

کودک را بازخواست نکنید

کودک را بازخواست نکنید به جای پرسیدن این که «بگو چی شد؟ چرا باز دعوا کردی؟» می توانید نفس عمیقی بکشید و بگویید:«من آروم شدم، تو هم آرومی؟ می تونی بگی چه احساسی داشتی؟». یک پیام مثبت و ساده را از خودش بپرسید که بتواند در شرایط استرس زا به خودش بگوید. مثلاً آروم باش، خودت را کنترل کن ، تو از پسش برمی آیی. پس می تواند این عبارات را هنگام عصبانیت برای خودش یادآوری کند و به آرامش برسد.

معادله “1 + 3 + 10” را به او آموزش دهید

این فرمول را برای او این گونه توضیح دهید:هم زمان که بدن تو علامت هشدار ارسال می کند که در حال از دست دادن کنترل خود هستی، این سه کار را انجام بده. خودت را متوقف کن و بگو آرام باش.

سپس سراغ کار دوم برو و نفس عمیق بکش و این نفس را از شکم آغاز کن. برای اقدام سوم به آرامی در ذهن خود تا شماره ده بشمار. با این کارها تو قانون “1 + 3 + 10” را انجام داده ای تا کنترل خود را به دست بیاوری.

نوشتن

بعضی از کودکان هستند که عصبانیت خود را با نوشتن از بین می برند. پس به ترتیب مداد و خودکار در اختیار او بگذارید تا بتواند خشم و عصبانیتش را روی کاغذ پیاده کند. در چنین حالتی احساس بسیار عالی خواهد داشت و در نتیجه ذهنش آرام خواهد شد.

کوه یخ خشمگین

کوه یخ خشمگین، یک تشبیه عالی است که کار کردن و درک آن برای بچه ها آسان است. به راحتی می توانید یک شکل کوه یخ به همراه یک خط آب بکشید به طوری که نیمه بزرگتر کوه زیر آب باشد و قسمت کوچکی روی خط آب باشد. از فرزندتان بخواهید هر چیزی که در احساس عصبانیت او

می گذرد را در نیمه پایین این کوه بنویسد. مانند: افکار، احساسات و نگرانی های مختلف خود.

قسمت بیرون از آب نشان دهنده عصبانیت و قسمت زیر آب نشان دهنده انواع مختلف احساسات کودک است که باعث به وجود آمده نیمه بالایی شده است.