شخصیت‌شناسی و آرکی‌تایپ‌ها

براساس تست شخصیت شناسی یونگ ، پانزده آرکی تایپ یا تیپ شخصیتی وجود دارد که هفت آرکی تایپ (آتنا، آرتمیس، دیمیتر، هرا، پرسفون، آفرودیت و هستیا) زنانه و هشت آرکی تایپ (آرس، آپولو، زئوس، هادس، دیونوسوس، پوزیدون، هرمس و هفاسیتوس) مردانه هستند. هریک از این آرکی تایپ‌ها یا تیپ‌های شخصیتی ویژگی‌های رفتاری، توانمندی‌ها، استعدادها، علاقه‌مندی‌ها و سبک زندگی مختص به خود را دارند.

آرکیتایپ هرا

افرادی که این کهن الگو در آنها حضور داشته و فعال می باشد، تمایل زیادی به ازدواج و همسرداری و زندگی مشترک دارند به طوری که همه هدف زندگیشان و تعالی خودشان را در کامل شدن به واسطه ازدواج می دانند. وفاداری، سیاستمداری، ماندگاری و همینطور حسادت از صفات اصلی این تیپ شخصیتی می باشد. از نظر آنها، پارتنرشان، بهترین، زیباترین و کامل ترین و مناسبترین فرد روی زمین است و به حرف هیچ کس در مورد او گوش نمی دهند. در برابر تحریک حسادت، بسیار شدید واکنش نشان می دهند. می خواهند که از همه مسائل و کارهای همسرشان مطلع باشند. اگر همسرشان به جنس مخالف توجه کند، سریع رقیب را از میدان به در می کنند. همیشه حفظ ظاهر می کنند که رابطه من و همسرم بسیار خوب است. اولین شغل خودشان را همسرداری می دانند.
ازدواج برای این زن امری مقدس است زنی که الگوی هرا در شخصیتش غالب است، بدون شوهر یا مردی که متعلق به او باشد، احساس نقص دارد و زمانی که مرد زندگیش راداشته باشد، شاد و شکوفا می شود. در روابط عاطفیش، زنی وفادار و همسری تمام عیار را در میابید. هیچ مردی جرات نزدیک شدن به هرای شوهر دار را ندارد. این زن با ازدواج است که احساس محترم بودن می کند. بسیار دوست دارد که او را به جای نام خودش با نام شوهرش صدا بزنند مثلا بگویند خانم فلانی. ازدواج برای چنین زنی بیشتر حالتی روحانی و مقدس پیدا می کند. مثل یک مراسم روحانی، مثل عبادت.این زن پس از ازدواج اکثر کارهایش را کنار میگذارد و فقط به شوهرداری میپردازد.
عاشق شوهر کردن و خرید جهیزیه و تمام مسائل مربوط به آن هستند. بسیار شیک و خوش پوش هستند، همیشه خودشان را همچون ملکه ای می دانند که با بقیه تعامل می کنند، اداها، حالتها، و تمامی رفتارهای یک ملکه در آنها دیده می شود.
با تقویت هرا در یک زن است که او از روابط گذرا و زنگ تفریحی دست می کشد و به او توانایی متعهد بودن را می دهد.
زن هرایی بسیار انحصارطلب است یعنی شوهرش را فقط برای خودش می خواهد و حاضر نیست تحت هیچ شرایطی شوهرش را آزاد بگذارد که با هر کسی دوست دارد معاشرت کند و یا اینکه هر جایی که دوست دارد بروند. وقتی وارد رابطه با کسی می شود، از آنجایی که دوست دارد فقط و فقط با او باشد و هیچ کس دیگری هم برایش مهم نیست، از شوهرش هم توقع دارند که فقط و فقط با او بوده و اگر شوهرش اهل معاشرت با دوستانش باشد و روابط اجتماعی متعددی داشته باشد، بدون اینکه خودش متوجه باشد بعد از مدتی می بیند که رفت و آمدهایش با دوستانش به صفر رسیده است. اگر شوهرش بخواهد به شخصی غیر از او توجه کند بسیار آشفته می شود و عکس العمل نشان می دهد و حتی حاضر نیست که ببیند یا بشنود همسرشان به زن دیگری نگاه کرده و یا از زن دیگری تعریف یا تمجیدی کند. در این حالت زن هرایی به زنی سلیطه و ستیزه جو تبدیل می شود.
زن هرایی امروزی به سهولت قابل شناسایی است. هنگام مراسم ازدواج، عروسی شادمان و بشاش است که با رضایت خاطر به سوی داماد منتظر گام برمی دارد. زمانی هم که از خیانت شوهر مطلع می شود و خشم خود را متوجه زن رقیب می کند،
زن هرایی از اینکه شوهرش مرکز زندگیش باشد، راضی و خشنود است. پس از چندی بر همه اطرافیانش واضح و مبرهن می شود که شوهرش بر هر کس دیگر تقدم دارد. فرزندان زن هرایی نیز این مساله را تشخیص می دهند: بهترینها همیشه برای شوهر نگاه داشته می شود.

کهن الگوی هرا

هرا در مقام خدابانوی زناشویی هم محترم و مقدس بود و هم توهین و تحقیر می شد. ابعاد دوگانه خوب و بد او بیش از هر خدابانوی دیگری قابل تشخیص است.

  • همسر: در زنی که این کهن نمونه قدرت دارد، زندگی بدون وصلت با مرد ناقص است، زیرا انگیزه اصلی این خدابانو ازدواج و زناشویی است. برای زن هرایی داشتن رابطه ای محکم و متعهد بسیار ارضاکننده است، اما آرزوی نهاییش همواره ازدواج است. خواستار احترام، مقام و حرمتی است که با ازدواج می آید و دلش می خواهد به نام “خانم فلانی” شناخته شود. نظر و قضاوت دیگران برایش مهم است و ترجیح می دهد جشن عروسی مفصلی داشته باشد تا اینکه با یک عقد رسمی و مختصر سر و ته قضیه را هم بیاورد. کهن نمونه هرا از طرف جامعه به شدت حمایت می شود. ذهنیت “کشتی نوح” همچنان پابرجاست: انسانها نیز مثل کفش یا جوراب باید جفت باشند. با این باور جمعی، زنان مجرد احساس می کنند که وصله ناجوری هستند. بنابراین، کهن نمونه هرا هم از طریق عواقب منفی سرپیچی از آن و هم به واسطه اعتبار ناشی از همراهی با آن تقویت می شود.
  • توانایی متعهد بودن: کهن نمونه هرا نمودار توانایی در ایجاد پیوند، وفاداری به عهد و پیمان و تحمل و استقامت در رابطه است. در زنی که هرا نیروی انگیزش است، پیمان و تعهد مشروط و مقید به چیزی نیست. ازدواج برایش پیوندی جاودانی است، چه در خوشی و چه در ناخوشی. بدون وجود هرا در زن، روابط کوتاه مدت است و در برخورد با مشکلات و یا پس از گذشت افسون اولیه قطع می شود. وقتی زنان بدون حضور درونی هرا ازدواج می کنند، گویی پیوندشان ناقص است.
  • پیوند مقدس: معنویت زناشویی در سه مقصود است: رضایت درون از همسروار بودن، تایید پیوند ازدواج از طرف عموم و نیز جنبه عرفانی و والای گرایش به سوی یگانگی و وحدت وجود که از طریق کهن نمونه زناشویی تجلی می یابد. اگر پیوند مقدس ازدواج در خواب پدیدار شود، همان تاثیر تکان دهنده را دارد. آنچه از خواب به خاطر می ماند، عظمت و حیرت آن لحظه است. مردم غالبا برای توصیف این پیوند و ارتباط مقدس در خواب، از تشبیهات نیرو و انرژی الکتریسیته استفاده می کنند.
  • زن نارو خورده (نمونه منفی هرا): کهن نمونه هرا زن را آماده می کند تقصیر و گناه شوهر را به دیگران منتقل سازد، زیرا خود از نظر عاطفی به شوهر وابسته است. واکنش زنان هرایی در برابر شکست و محنت، بیشتر خشم و عصیان است (این واکنش برای (دیمیتر و پرسفون افسردگی است). کینه توزی ترفندی ذهنی است که به زن به جای احساس انزوا، احساس قدرت می بخشد.

پرورش هرا

احتیاج به کهن نمونه هرا برای برخی از زنان در اوایل میانسالی پدیدار می شود، پیش از آن یا زندگی پر از روابط کوتاه مدت بوده و یا تمرکز و حواس متوجه حرفه و اهداف دیگر، به طوری که مساله ازدواج تقدم نداشته است. تا آن برهه از زندگی یا تمایلات آفرودیتی برای تجربه روابط متعدد، یا میل پرسفون برای فرار از مسؤولیت و تعهد و یا انگیزه های تمرکز هوش و حواس بر اهداف مادی بوده که او را از پیوند زناشویی دور نگاه داشته است. اگر میل به پیوند با شریک زندگی آن قدرها شدید نباشد، می توان آن را آگاهانه پرورش داد. این فقط وقتی ممکن است که زن نیاز به تعهد را تشخیص دهد و بخواهد آن را حفظ کند و شرایط نیز بر وفق مراد او باشد، مثلا اگر دلباخته مردی است که خواهان و یا نیازمند وفاداری در پیمان زناشویی است، آن وقت تصمیم با اوست که برای حفظ این رابطه بین هوسرانی آفرودیتی یا استقلال آرتمیسی و تمایلات هرایی، هرا را برگزیند. تصمیمی هوشیارانه برای هرا بودن، پیوند زن با این کهن نمونه را تحکیم می بخشد.

آرکیتایپ دیمیتر

دیمیتر زنی است که یادآور زمین بود. زن و زمین از گذشته های دور همراه بوده اند. دیمیتر کهن الگوی مادر – زمین است. او مظهر میل به زایش و پرورش از طریق بارداری و نیز تغذیه جسمی و روحی و روانی است. وی یک مادر نمونه است. نسبت به دیگران دست و دلباز و نسبت به مسائل اطرافیان حساس است.
برای او تصویرِ شیر دادن مادر به فرزند بهترین و متعالی ترین تصویر زندگی و زیباترین اتفاق ممکن در جهان هستی و کائنات است. میزان تمایل و علاقه به داشتن فرزند در آنها به اندازه ای است که به راحتی باور نکردنی زایمان می کنند و در زمان زایمان از سر رضایت و خشنودی حتی خنده بر لب دارند.
زن دیمیتری پیش و بیش از هر چیز یک مادر است و در روابط خود بسیار ایثارگر، حامی و یاری دهنده. همیشه با گشاده دستی هر آنچه را که لازم است فراهم می کند: سوپ مرغ، آغوشی صمیمانه، کمک مالی به دوست و پناهگاهی جاودانه. غالبا دست و دلباز و نسبت به مسائل اطرافیان حساس است. فداکار و پایبند به انسانها و اصول اخلاقی است، تا جایی که در نظر دیگران خودسر و لجوج جلوه می کند. در اعتقاداتش راسخ و پابرجاست و به ویژه اگر مساله یا شخص مهمی در میان باشد، هرگز کوتاه نمی آید.
این شخصیت به طور کلی حامی خوبی برای دیگران است و همیشه آنها را در حال دادن سرویس دادن و خدمت به دیگران می بینید. دیمیتر به دلیل ذات مادری اش به هیچ چیز “نه” نمی گوید. این مادرها، هر قدر فرصت بیشتری برای ارائه دهندگی های همه جانبه خود داشته باشند، احساس بهتری داشته و “بودن” خود را به این صورت تعریف می کنند. آنها آغوش مهربانی دارند، عاشق بچه ها هستند، دست پختهای خیلی خوشمزه دارند و عاشق مهمان و مهمانی دادن هستند.
افراد دیمیتر تایپ، همیشه در زندگی مشغول رسیدگی به وضعیت دیگران و دهندگی و حمایت از نیازمندان و اشخاصی که به آنها اعلام نیاز می کنند بوده و از اینکه از دیگران، از فرزندان و کودکان گرفته تا کارمندان و همکاران حمایت می کنند، احساس کامل بودن دارند.
این افراد همیشه در حال سرویس دادن و انجام کاری برای دیگران هستند، به همین علت اطرافیان آنها افراد بی مسؤولیتی هستند. از آنجایی که بودن خود را در دهندگی هایشان می بینند، بسیار کنترل کننده بوده و ترجیح می دهند دیگران، همیشه و همه جانبه به آنها وابسته باشند. آنها بر این باور هستند که اگر فضای باز بیش از اندازه برای استقلال به فرزندان، و کلاً تمامی افراد تحت کنترلشان دهند، آنها را از دست خواهند داد. از این رو اجازه رشد و یادگیری را به آنها نمی دهند تا همیشه وابسته و آویزان و محتاج باقی بمانند. زمانی که می بینند و متوجه می شوند که کسی به آنها وابسته نیست و کسی برای انجام خواسته هایش به آنها احتیاجی ندارد احساس واخوردگی و بی مصرف بودن می کنند. از آنجایی که قلدرانه می خواهند همیشه کنترل اوضاع را در دست داشته باشند، از این واقعه خشمگین و غمگین می شوند و تمام تلاش خود را برای وابسته کردن اطرافیان انجام می دهند.
یکی از قسمتهای غیر سازنده در افرادی که دیمیتر در آنها بصورت ناآگاهانه فعال است، کنترل بیش از حد و همیشگی و همه جانبه آنهاست که این کنترلها می تواند بصورت کنترلهای بیرونی و کنترلهای درونی باشد.
کنترل‌گری را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم. دسته اول کسانی هستند که بصورت آشکار و واضح دیگران را کنترل می کنند و دسته دوم افرادی که به اصطلاح کنترل از زیر داشته، و بصورت نامحسوس و غیر مستقیم سایرین را در جهت رسیدن به اهدافی که خود صلاح می دانند کنترل می کنند.
به عنوان مثال اگر مادری با انرژی دیمیتر غیر سازنده با فرزندش تعامل داشته باشد، احتمالاً به محض دیدن جوانه زدن استقلال در فرزندش با محرومیت دادنهای محسوس و نامحسوس، فرزندش را کنترل کرده و اجازه نمی دهد تا وی تمرین کسب استقلال را داشته باشد. در حالی که حامی متعالی، همواره در صدد است تا نهایت عشق و حمایت خود را که همانا بخشیدن استقلال است را تجربه کند و در هر مرحله از تعامل با توجه به نیاز و همچنین رشدی که صورت گرفته از میزان حمایت خود می کاهد تا استقلال در فرزند وی شکل بگیرد.
در صورتیکه کهن الگوی دیمیتر زن قوی باشد ولی نتواند در زندگی به آن تحقق ببخشد، احتمال ابتلا به افسردگی که از حس بی معنایی و پوچی سرچشمه می گیرد بسیار است. برای چنین مادرانی، دیدن روزی که فرزندانشان نیازمند آنها نیستند و یا اینکه خودشان قادر به برآورده کردن احتیاجات دیگران نیستند، مانند مرگ و نیستی است.

کهن الگوی دیمیتر

دیمیتر کهن نمونه مادر است. او مظهر میل به زایش و پرورش از طریق بارداری و نیز تغذیه جسمی و روانی دیگران است.

  • مادر: دیمیتر سه نقش اساسی برعهده داشت: مادر (مادر پرسفون)، روزی دهنده (خدابانوی غلات) و حافظ روحانیت و تقدس. خدابانوان دیگر نیز نقش مادری داشتند اما برای دیمیتر پیوند با دخترش از اهمیتی والا برخوردار بود. همچنین او بیش از هر خدابانوی دیگر مهرورز و پرورش دهنده بود. زنی که این کهن نمونه قدرتمند را در خود دارد، در آرزوی مادر شدن است و به محض اینکه مادر شد، رضایت خاطر می یابد. کهن نمونه مادر در زنان برانگیزنده میل به مهرورزی، مهربانی و بخشایش و ایثار است. آنها با مهرورزی و خدمت به دیگران رضایت خاطر می جویند. بدین ترتیب این بخش از کهن نمونه مادر به واسطه مشاغل خدماتی نظیر آموزش، پرستاری، مشاوره یا بسیاری از حرفه های دیگر که مبتنی بر یاری رساندن به دیگران است و نیز از طریق روابط شخصی زنی که نقش پرورش دهنده دارد، فرصت تحقق می یابد.
  • غریزه مادری: زنی که دیمیتر در او نفوذ زیادی دارد، قادر به سقط جنین نیست، حتی اگر این عمل به نفعش باشد. اما اگر انتخابش سقط جنین باشد، در فرایند پیش و پس این تصمیم دچار کشمکش درونی می شود و با اقدام به آن نیز یا دچار اندوه می گردد و یا آسایش و اندوه را همزمان با هم تجربه می کند.
  • روزی دهنده: فراهم آوردن غذا و تغذیه دیگران طریق دیگری برای رضایت خاطر زن دیمیتری است. او از شیر دادن به کودک خود لذتی جانانه می برد. تهیه غذا برای افراد خانواده و مهمانان را با خشنودی می پذیرد و اگر غذایش با لذت صرف شود، در گرمای دلپذیر حس مادری غوطه ور می گردد (برخلاف آتنا که ممکن است احساس مهارت یک آشپز حرفه ای را داشته باشد). اگر مشغول کار دفتری باشد، از پذیرایی کردن با چای و قهوه لذت می برد (برخلاف زن آرتمیسی که این کار را نوعی تحقیر می پندارد و از انجام آن پرهیز می کند، مگر آنکه مردان نیز به نوبت این کار را به عهده گیرند). زنان روستاها نیز که بذر خود می افشانند، نان می پزند، میوه کنسرو می کنند و برداشت خود را با دیگران تقسیم می کنند، سرشت مادری دیمیتر را به نمایش می گذراند.
  • مادری با استقامت: استقامت مادرانه ویژگی دیگر دیمیتر است. مادران دیمیتری در جایی که مصلحت فرزندان ایجاب می کند، تسلیم نمی شوند. وجود بسیاری از کلاسهای آموزشی مخصوص کودکان عقب مانده فقط به خاطر اصرار چنین مادرانی برای پاسخگویی به نیازهای فرزندانشان بوده است. لجاجت، بردباری و ایستادگی که از ویژگیهای دیمیتر است.
  • مادری بخشنده: دیمیتر در اسطوره مربوط به خود بخشاینده ترین خدابانو بود. مادران دیمیتری با این سه طریق خود را نثار فرزندانشان می کنند. کودکان ابتدا برای نیازهای جسمی خود به مادر وابسته اند. بعدها برای حمایت عاطفی و فکری به او روی می آورند و سرانجام در کوچه پس کوچه های ناامیدی و اندوه و در جستجوی معنویت زندگی، دانایی مقدس مادر است که الهامبخش آنها می گردد.
  • مادری سوگوار، مستعد افسردگی: در صورتی که کهن نمونه دیمیتر درون قوی باشد و زن نتواند در زندگی خود به آن تحقق بخشد، احتمال ابتلا به افسردگی که از حس بی معنایی و پوچی سرچشمه می گیرد، بسیار است. در پاسخ این سوال که به چه چیزی در زندگی خود بیشتر افتخار می کنند، همه زنان می گفتند: “فرزندانم”. زنی که در اواخر میانسالی است و فاصله جسمی و عاطفی از فرزندان بالغش او را افسرده، خشمگین و مایوس کرده، به حالت دیمیتر سوگوار دچار می گردد.
  • مادر ویرانگر: زمانی که دیمیتر سوگوار دست از کار و زندگی برداشت، رشد همه چیز متوقف شد و خشکسالی و ویرانی بشر را به خطر افکند. بخش ویرانگر دیمیتر نیز به شیوه ای همانند و با دریغ کردن از هر آنچه دیگران بدان نیازمندند، نمودار می شود ( هرا و آرتمیس برخلاف دیمیتر فعالانه خشم ویرانگر خود را بارز می کنند). تازه مادری که شدیدا افسرده و دست از کار مادری شسته، ممکن است کودکش را به خطر مرگ تهدید کند. خودداری مادران از قبول رشد استقلال در فرزندانشان پدیده ای رایج تر از انواع مفرط دریغ ورزیهاست. در چنین مواردی شاید حالات افسردگی مادر چندان بارز و قابل تشخیص نباشد، اما این حالات مستقیما با حس بی اعتمادی و نپذیرفتن فرزندان، حسی که کودک برای رشد حرمت ذات خویش نیازمند آن است، ارتباط دارد. در نظر این مادر، روند رشد استقلال در فرزندش به منزله از دست دادن اوست. به این ترتیب احساس واخوردگی و بی مصرف بودن می کند و همین موجب اندوه و خشمش می گردد.

پرورش دیمیتر

با تفکر جدی در مورد بچه دار شدن، چه خود زن بر آن آگاه باشد و چه نباشد، کهن نمونه مادر بیدار شده، به فعالیت می افتد و رشد می یابد. زنان با به تصور درآوردن حاملگی و داشتن فرزند می توانند دیمیتر درون را پرورش دهند. زنان دیمیتری به راحتی قادرند الگوی رفتار مادرانه و نیز مشکل “نه” گفتن را در خود تشخیص دهند، اما در درک احساسات و رفتار منفی خود نسبت به دیگران با مشکل مواجه می شوند. از آنجا که همین احساسات و رفتار منفی باید تغییر یابد، رشد و تحول زن دیمیتری مشروط به آگاهی از آنها و داشتن تصویری کامل از خود است.