مهارت کوچینگ، مهارت نوینی است که در حدود سی سال در کشورهای پیشرفته به مدیران سازمان آموزش داده شود و در حال حاضر تمامی کارآفرینان و مدیران ارشد و میانی سازمانی شعاری دارند با عنوان هر مدیر یک کوچ دارد و افراد برجسته و موفق در سراسر دنیا بیان داشته اند که حضور کوچ متخصص در برنامه های روزانه آنها زمینه رشد و تحول درونی و بیرونی را فراهم کرده و گذر از پله های ترقی و موفقیت و شهرت را برایشان را تسهیل نموده است.
برای نهادینه کردن یک مهارت جدید در سازمان نیاز است ابتدا فرهنگ آن در سازمان آموزش و پیاده سازی شود و فرهنگ گفتگوی کوچینگی روح تازه ای در سازمان ایجاد می کند زیرا که افراد ترغیب می شوند برای بهبود ارتباطات و پیشگیری از تعارضات ارتباطی و کاری ابتدا با هم صحبت کنند، همدیگر را درک نمایند و با همدلی در مورد موضوعات کاری صحبت نمایند. اعتماد همدیگر را جلب کرده و با ایجاد احساس امنیت، مانع از تاثیر گذاری موانع درونی همکارانشان بر روی عملکرد تخصصی و فنی یا ارتباطات همکاری بشوند. قضاوت ها را کنار گذاشته و با دیدگاه جدیدی هر مساله را بررسی کرده و بجای یافتن مقصر به دنبال راهکار و راه حل باشند.
در جلسات کاری و گفتگوهای تخصصی یا روزمره خوب گوش کنند و کلمات کلیدی که نشان از ناخودآگاه فرد دارد را، درک نمایند و برای کمک به حل مساله یا برنامه ریزی سوالاتی بپرسند که مسیر جدیدی برای موضوعات فردی یا شغلی و سازمانی باز شود. با اجرای فرهنگ گفتگوی کوچینگی مدیران می آموزند که در جلسات مدیریت عملکرد با گفتگویی موثر چالش های فردی و شغلی کارمند راه حل پیدا کرده و مسیر برای بهبود عملکرد و افزایش
بهرهوری تخصصی طراحی و برای اجرای آن به صورت روزانه برنامه ریزی نمایند. موجی مثبت از خوشبینی و تلاش برای ساختن و رشد و تحول در سازمان ایجاد می شود و اعتمادی که بر مبنای یک رویکرد مثبت و تعاملی سازنده است احساس امنیت شغلی را ایجاد کرده و زمینه را برای توسعه سازمان فراهم می کند.
اهداف کوچ
توانمندسازی افراد در جهتی که بتوانند برای مشکلاتشان راهحل پیدا کنند.
فرد در جلسه کوچینگ خودش را میشناسد، بر تواناییهایش واقف میشود، نسبت به خود و شرایط محیط آگاه میگردد و انگیزه پیدا میکند که خودش مسئله را حل کرده و برای اهداف آینده برنامهریزی و اقدام کند.
کوچی سعی در به دست آوردن چه چیزی دارد، نیاز و خواستهاش چیست و کوچ چگونه میتواند در این راه به او کمک کند تا با افزایش توانایی، اعتمادبهنفس و انگیزه به هدفش برسد.
تمام شرکتها برای موفقیت در تمام سطوح خود به مدیرانی لایق و الهامبخش نیاز دارند. به همین دلیل هم ارتقاء و توسعه مهارتهای مدیریتی یکی از واجبات مهم برای اداره هر چه بهتر سازمانها است. طبق تحقیقات انجام شده رهبران الهامبخش و لایق، تاثیرات مثبتی بر بهرهوری و عملکرد کارمندان و رضایت آنان دارند. کوچینگ بهترین ابزار برای افزایش اثربخشی چنین مهارتهایی خواهد بود.
با مربیگری سازمانی میتوان به عملکرد واقعی دست پیدا کرد
همانطور که میدانید یک از ریشههای مربیگری علوم رفتاری و روانشناسی است و به همین دلیل هم میتواند موجب بروز تغییرات رفتاری شود. استفاده از کوچینگ در سازمانها میتواند عملکرد شغلی را ارتقا داده و مهارتهای ارتباطی، کارآمدی تیمی، و مهارتهای مدیریت زمان را بهبود بخشد. طبق تحقیقات انجام شده اکثر شرکتها ادعا کردهاند که پس از استفاده از کمک کوچ سازمانی توانستهاند سرمایهگذاری خود در خدمات مربیگری را بازپس گیرند.
از دیگر مزایای استفاده از کوچینگ برای سازمانها افزایش بهرهوری تیم است. کوچینگ میتواند در راستای توسعه کارکنان، عملکرد تمام بخشهای سازمان را بهبود بخشد. مدیران میتوانند با کمک کوچینگ نقاط قوت و ضعف تمام کارمندان را شناسایی کرده و با استفاده از منابعی که در دسترس دارند، تمام اعضای تیم را به شکلی هماهنگ و اثربخش رو به جلو هدایت کنند.
تفاوت کوچینگ درونسازمانی و برونسازمانی چیست؟
کوچینگ برای سازمانها را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: کوچینگ درونسازمانی و کوچینگ برونسازمانی. در کوچینگ درونسازمانی در واقع مدیر است که برای اعضای تیم خود و کارمندان سازمان نقش یک کوچ را ایفا میکند. این در حالی است که کوچ برونسازمانی عضوی از ساختار مدیریتی سازمان نیست. در ادامه به بررسی بیشتر این دو مورد خواهیم پرداخت:
- کوچینگ برونسازمانی:
در این نوع مربیگری، کوچ معمولاً هیچ تخصصی در زمینه فعالیتهای سازمان نداشته و تصمیمگیریها و رویکرد سازمان نیز هیچ منفعتی برای وی در پی نخواهد داشت. به طور کلی در کوچینگ برونسازمانی، کوچ هیچ تصوری از کارمندان سازمان نداشته و ایدهای از کیفیت عملکرد افراد در محیط سازمان ندارد.
- کوچینگ درونسازمانی:
در این نوع مربیگری تمام تصمیمگیریها و عملکرد افراد سازمان میتواند برای کوچ منفعت داشته باشد. علاوه بر این کوچ در زمینه فعالیتهای سازمان تخصص دارد. به طور کلی کوچ درونسازمانی نباید از همان ابتدا به سراغ راهکار برود. بهتر است کوچ از تخصص و اطلاعات خود صرف نظر کرده و با پرسش سوالاتی با پایان باز، دیگر افراد را به تفکر بیشتر درباره مشکلات تشویق کند.

به طور خلاصه
در عصر امروزه همانطور که تکنولوژی و علوم روز پیشرفت زیادی داشتهاند، مشکلات و موانعی که بر سر راه مدیران ظاهر میشوند نیز به راهکارها و شیوههای جدیدتر و پیشرفتهتری نیاز دارند. بسیاری از مجموعهها و شرکتها کوچینگ را یکی از ملزومات مهم برای رهبری و مدیریت سازمان میدانند. با کمک کوچینگ سازمانی میتوان موانع دشواری که در مسیر موفقیت هستند را از میان برداشته و به بهترین شکل از استعدادها و تواناییها استفاده کرد. کوچینگ به جای آموزش به افراد در تلاش است که آنان را تشویق کنند تا خود موضوعی را یادبگیرند. کارمندان نیز معتقدند که با استفاده از کوچینگ اعتماد به نفس بیشتری داشته و میتوانند بهتر بر روی کار خود تمرکز کنند. به همین دلیل است که امروزه بسیاری از سازمانهای بزرگ و کوچک از خدمات کوچینگ برای رشد و توسعه سریعتر و بهتر خود استفاده میکنند.