همه ما در زمانهای سخت زندگی به کمی حمایت بیشتر نیاز داریم و معمولاً بهترین روش صحبت کردن با یک متخصص و استفاده از یکی از رویکردهای رواندرمانی و کوچینگ است. ما در این مقاله به دنبال این هستیم که تفاوتهای رواندرمانگری و کوچینگ را به بحث بگذاریم و نشان دهیم که چطور و به چه نحوی از هر دوی آنها بهطور مؤثر در زندگی خود کمک بگیرید.
پیش از اینکه در برابر استفاده از روشهای حمایتی موضع بگیرید خوب است به خاطر داشته باشید که به کلام درآوردن احساسات، تأثیر درمانی بسیار مهمی روی مغز دارد. بهعبارتدیگر وقتی نگرانیها و دغدغههای ذهنی خود را به زبان میآورید حتی مواردی را که فکر میکنید اهمیت زیادی ندارند، از روشی قدرتمند برای کمک به خودتان استفاده کردهاید بهخصوص وقتی با یک فرد آموزشدیده سروکار دارید که میخواهد به شما در سروسامان دادن ذهنیتتان کمک کند.
بنابراین ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که از چه نوع کمکهای حرفهای لازم است استفاده کنید. باید به دنبال یک رواندرمانگر بگردید یا از یک کوچ زندگی برای بهبود شرایطتان استفاده کنید. این سؤال بسیار مهمی است زیرا هرکدام وظایف متفاوتی دارند و شما باید تفاوتهای بین این دو را بهخوبی بشناسید تا بتوانید درست تصمیم بگیرید.
تفاوتهای شاخص میان کوچینگ و رواندرمانی
درمانگرها چه در قالب روانشناسان و چه در قالب مشاوران دارای درجه کارشناسی ارشد یا دکتری در رشتههای خود هستند و باید مجوز مخصوص برای این کسبوکار داشته باشند. با رواندرمانی شما با یک فرد متخصص دارای مجوز صحبت میکنید که در بلندمدت سعی میکند از روشهای مخصوص خود برای درک احساسات، رفتارها و افکار شما و بهینه کردن آنها و توانمندتر کردن شما استفاده کند و با گذشته شما سروکار دارد.
مشابهتهای کوچینگ و رواندرمانی
مقالهای که بهتازگی در انجمن مشاوره آمریکا به چاپ رسیده از مشابهت بسیار رواندرمانی و کوچینگ زندگی خبر میدهد اما هرکدام از این دو مهارت از روشهای مخصوص به خود برای به انجام رساندن اهدافشان استفاده میکنند. بسیاری از کوچهای زندگی روی ساخت روشهای جدید زندگی و رسیدن به اهداف تمرکز دارند درحالیکه درمانگرها معمولاً به دنبال نتایج احساسی متفاوت نسبت به مشکلات گذشته هستند تا افراد سریعتر به مقاصد خود برسند.
مایکل بیدر که یک روانشناس بالینی است اینگونه مینویسد: مهم نیست که این دو تا چه حد همپوشانی دارند یا با هم متفاوت هستند، آنچه مهم است این است که چطور میتوانند در عمل به زندگی شما کمک کنند.
تفاوت اصلی میان کوچینگ و رواندرمانی این است که تئوریهایی که در روانشناسی مصداق دارند و مؤثر هستند، در کوچینگ هم تأثیرگذار هستند اما عکس این قضیه صادق نیست؛ یعنی روانشناسان نمیتوانند از تئوریهای کوچینگ در رواندرمانی استفاده کنند. این تفاوت اگرچه به نظر درست میآید اما بههیچعنوان برتری هیچکدام را نشان نمیدهد. آنچه اهمیت دارد این است که هر دوی این حوزهها به افراد کمک میکنند تا رشد کنند، بر مشکلاتشان غلبه کنند و در زندگیهای خود بهتر و مؤثرتر عمل کنند.
بر اساس گفتههای دیوید اسپیگل، مدیر بخش رواندرمانی و علوم رفتاری دانشگاه استنفورد، هر فردی باید به دنبال گرفتن راهنماییهای حرفهای در زمان مواجهه با مشکلات و سلامت احساسی و روانی باشد.
اشپیگل بر این باور است که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و گفتگو با دیگران میتواند یک حمایت واقعی برای عبور از موانع باشد اما این امر اتفاق نمیافتد مگر اینکه شما به دنبالش باشید و آن را عملی کنید.
در ادامه با رویکردی که رواندرمانی و کوچینگ زندگی میتوانند از شما فردی شادتر بسازند و از شما برای بهبود زندگیتان به لحاظ سلامت روانی حمایت کنند، آشنا میشوید.
رواندرمانی میتواند به شما در متوازن کردن احساسات و کنترل آنها در برابر مشکلات یا موارد استرسزا یاری برسانند، بهخصوص اگر این موارد تروماتیک و بسیار تأثیرگذار باشند
رواندرمانی به خاطر تکنیکهای حل مسئله و شهرتی که برای کمک به رفع اضطراب، افسردگی و اعتیاد ایجاد کرده، اعتبار دارد. رواندرمانی همچنین راهی برای ایجاد سلامت روانی بهتر در زندگی روزمره است.
رواندرمانی میتواند یک نوع لابراتوار بین فردی باشد، روشی که با نحوه شناخت ما، احساسات ما و روابط میان فردی ما سروکار دارد به شکلی که به شما کمک میکند تا احساسات خود را مدیریت کنید و از زاویههای مختلف به آن نگاه کنید و درباره آن بیاموزید.
از سوی دیگر شما نباید حتماً هم در یک مسئله حاد یا تروماتیک درگیر شده باشید تا به سراغ رواندرمانگرها بروید. صحبت کردن با متخصصان به شما اجازه میدهد که خودتان را از منظر دیگران ببینید و بازخوردهای لازم را در این زمینه بگیرید: اینکه شما چطور احساس میکنید و از نظر دیگران احساسات شما چگونه است. شما از طریق این گفتگو میفهمید که رفتار، گفتار و کردار شما چطور زندگی روزمره شما را میسازد و چقدر سازنده یا مخرب است.

کوچهای زندگی میتوانند شما را برای رسیدن به اهدافتان پاسخگو و مسئولیتپذیر کنند
چه بخواهید وزن کم کنید و چه بخواهید تغییر شغلی مهمی ایجاد کنید، صحبت کردن با یک کوچ زندگی حرفهای به شما کمک میکند تا از موانع ذهنی خودتان عبور کنید و با چالشها روبهرو شوید. استفانی زیو بهعنوان یک کوچ زندگی میگوید که داشتن کسی که به او پاسخگو باشید به شما کمک میکند با مسئولیتپذیری بیشتری به پیشرفت خود ادامه دهید.
او میگوید: «من حس میکنم ما در جامعهای زندگی میکنیم که همه آدمها فکر میکنند باید این کارها را بهتنهایی انجام دهند اما باید متوجه باشیم که ما این کارها را با حمایت یکدیگر بهتر انجام میدهیم. فکر میکنم که بهترین مزیت یافتن چنین فردی این است که از شما حمایت میکند و شما را در برابر اهداف خودتان پاسخگو میکند.»
البته علم هم از این نوع نگاه حمایت میکند. تحقیقات نشان داده است که حمایت اجتماعی واقعاً از شما در برابر استرسها محافظت میکند و ابزار بسیاری مؤثری است که میتوانید از آن برای ایجاد تغییرات مؤثر در زندگی خود استفاده کنید.
صحبت کردن با یک نفر دیگر به شما کمک میکند هدف خود را پیدا کنید
وقتی شما با یک فرد حرفهای صحبت میکنید چه کوچ و چه رواندرمانگر، چیزی که اتفاق میافتد باز کردن درونیات خودتان به روی دیگری و بیان درگیریهایی واقعی و ذهنی است. مرحله بعد، جایی است که میخواهید آنجا برسید. این کار به شما اجازه میدهد تا برای رسیدن به اهداف برنامهریزی و اقدام کنید و بهاینترتیب اعتمادبهنفس، آرامش ذهنی و درنهایت معنا در زندگی شما نقش پررنگتری پیدا میکند.
این روش برای افرادی که در زندگی به دنبال معنا، چه به لحاظ حرفهای و چه به لحاظ شخصی میگردند، واقعاً مفید است. این گفتگو هدف شما را مشخص میکند بهویژه هنگامیکه شما در زندگی خود احساس خلأ و بیمعنایی داشته باشید.
همانطور که یک کوچ زندگی میتواند به شما در تنظیم یک برنامه برای تغییرات مهم یاری برساند، تراپی یا رواندرمانی هم میتواند استراتژی مناسب برای مدیریت یک موقعیت دشوار را فراهم کند. اشپیگل میگوید که صحبت کردن با متخصصان به شما اجازه میدهد که از زوایای جدیدی به مسئله نگاه کنید. صحبت کردن درباره هر مشکل یا مانعی که پیش روی شما قرار دارد، به شما اجازه میدهد تا از حالت قرار گرفتن زیر یکبار عظیم ذهنی و لاینحل خارج شوید و با اضطراب و ناراحتی کمتری با مشکلاتتان روبهرو شوید. از این منظر رواندرمانی به شما کمک میکند تا مشکلی را که در حال سروکله زدن با آن هستید، از نظر نوع شناسایی کنید و استراتژی جدیدی برای حرکت به جلو تدارک ببینید.
او همچنین بر اهمیت انجام تحقیقات برای یافتن متخصصان دارای مدرک تأکید میکند زیرا بهاینترتیب میتوانید به بهترین صورت افرادی را انتخاب کنید که بیشترین هماهنگی را با موقعیت شما دارند و سپس با این شخص پیش بروید.
سخن پایانی
متأسفانه در ذهن ما و در جامعه اینطور جا افتاده است که ما نباید به دنبال حمایت احساسی از دیگران باشیم اما با داشتن این طرز تفکر به سلامت روانی خودتان آسیب وارد خواهید کرد. صحبت کردن با متخصصان به شما کمک میکند تا از موقعیتهای دشوار عبور کنید یا با سرعت بالاتری به سمت هدف خود حرکت کنید و متوجه شوید که قویتر از چیزی هستید که فکرش را میکنید.
با آنکه تفاوتهای شاخصی میان این دو حوزه مهم علوم شناختی-رفتاری وجود دارد، وجوه مشترک و قدرتمندی هم در میان آنها هست. مهمترین همپوشانی این دو حوزه (کوچینگ و رواندرمانی) در توانمندسازی افراد برای عبور از موانع و رسیدن به سطح بالاتری از رضایت در زندگی است. کوچها با حمایت عاطفی بالاتری این کار را انجام میدهند و رواندرمانگران با استفاده از ابزارهای شناختی و علوم روانشناختی روشهای آزموده شدهای را در اختیار مراجع قرار میدهند. جالب اینجا است که با گذشت هر چه بیشتر زمان، هر دوی این تخصصها میدانند که بیشازپیش میتوانند مکمل یکدیگر باشند.